ياد استادهاي قديمي
26 ژوئن, 2008 در 7:13 ب.ظ. | نوشته شده در Uncategorized, انديشه هاي خودم | بیان دیدگاهمی خواهم بروم مدرسه قدیمی ام معلم هامو ببینم ، حالا که دست کمی از نطر سواد از اونها ندارم به نظر م می ياد که چیزی که از یک معلم و استاد توی ذهن آدم می مونه احترامی که استاد به اون گذاشته ، درسی که به او یا داده و صداقت اون .
از یک معلم بد و مغرور در دل دانشجو یا شاگرد چی به جا می مونه؟ فقط كينه و حس تنفر.
اگر استاد بشم نکته هايي كه شاگرد بودم و از استاد ها آموختم را رعایت می کنم تا استاد خوبی باشم و اینکه سعی می کنم استاد مغروری نشوم ، اگر هم واقعا علم زیادی داشته باشم .(1)
الان که برمی گردم به گذشته سیر تکراری می بینم : همیشه دستی بالاتر از دست هاست.
هر چقدر توی هر زمینه ای دانا و توانا باشی ، بالاتر از تو هم هست. و با این نکته می بینیم که غرور جایی نداره
————————
پ. ن .1. شاید به این دلیل است که یک استاد داریم توی دانشگاه خیلی خودش رو می گیره ، فکر می کنه واقعا علم شرق و غرب فقط توی وجود اونه
نوشتن دیدگاه »
خوراک آراِساِس دیدگاههای این نوشته. شناساگر دنبالک
پاسخی بگذارید
وبنوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Pool کاری از Borja Fernandez.
ورودیها و دیدگاهها خوراکها.